الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
242
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) دخترش فاطمه آبى تهيه كرده و مشغول شستن سر آن حضرت بود « 1 » كه جبرئيل در حالى كه بر مركبى سوار شده بود ، وارد شد . وى پارچهء سفيدى بر سر بسته بود و قطيفهاى از إستبرق كه درّ و ياقوت بر آن آويخته شده بود ، بر دوش داشت و گرد و غبار چهرهاش را فرا گرفته بود . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برخاست و گرد و خاك از چهرهاش پاك كرد . جبرئيل فرمود : خدا تو را رحمت كند ؛ سلاح را بر زمين گذاشتهاى در حالى كه اهل آسمان آن را بر زمين نگذاشتهاند . و ما مشركان را تعقيب مىكرديم تا از روحاء گذشتند . حال برخيز و به سوى همدستان آنها از اهل كتاب حركت كن . به خدا قسم كه شكست سختى را به آنها مىچشانيم . « 2 » ( 2 ) در هنگام حضور احزاب ، بنى قريظه در خارج از قلعههاى خويش به سر مىبردند ، براى همين شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله امير المؤمنين عليه السّلام را به همراه سى نفر از خزرجىها به سوى بنى قريظه فرستاد و به آنها فرمود : ببينيد كه آيا بنى قريظه به داخل قلعههايشان رفتهاند ؟ هنگامى كه على عليه السّلام به كنار قلعههايشان رسيد ، فحش و ناسزا از آنها شنيد و لذا فهميد كه به قلعههاى خود بازگشتهاند . پس به سوى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله برگشت و او را از قضيه با خبر كرد . آن حضرت فرمود : رهايشان كن . به زودى خداوند تو را بر آنها مسلط مىكند . همان خدايى كه تو را بر عمرو بن عبد ودّ مسلط كرد ، تنهايت نمىگذارد . پس حركت كن تا مردم به گرد تو جمع شوند . و آنها را به نصرت و پيروزى از جانب خدا بشارت بده ؛ همان خدايى كه پس از يك ماه با ايجاد رعب و وحشت در دل دشمن ، مرا از دست آنها نجات داد . على عليه السّلام مىگويد : پس از آن كه مردم جمع شدند و آمادهء حركت شدم . . . و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به هنگام حركت به من فرمود : با عنايت به بركت خداوند متعال حركت كن ، زيرا خداوند وعدهء سرزمين و ديار آنها را به شما داده است ! براى همين با اطمينان به نصرت خداى عز و جل حركت كردم و پرچم را در كنار قلعه بر زمين كوبيدم . « 3 » ( 3 ) در خبر طبرسى از احمر بجلى كوفى از امام صادق عليه السّلام آمده است : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : پرچم مهاجرين را به سوى بنى قريظه حمل كن . . . سپس فرمود : تصميم بر اين است كه همهء شما نماز عصر خود را در كنار قلعههاى بنى قريظه به جاى آوريد . « 4 »
--> ( 1 ) . در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 199 از زهرى از عروة اين مطلب آمده و در واقدى ، ج 2 ، ص 497 آمده است : آن حضرت وارد منزل عايشه شد ! ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 194 - 195 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 109 - 110 . ( 4 ) . و در تبيان ، ج 8 ، ص 332 آمده است : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به شخصى دستور داد كه اعلام كند : هيچ كس نماز عصر را نخواند مگر پس از رسيدن به بنى قريظه .